مقايسهيِ زباننگارى با رسمالخط و رسمِ خط و دستورِ خط
منظور نه عربىزدايى است و نه اصرار در واژهگزينى به روشِ متداول – كه آن
هم از جنسِ عربىزدايى است. فقط
به انگيزهيِ زبانكاوى و نزديكتر شدن به دركِ درستي از طبيعتِ زبان و خط، و نيز
ارتباطِ ميانِ اين دو،
واژهيِ زباننگارى را برابرِ رسمالخط يا رسمِ خط يا دستورِ خط ميگيريم و به مقايسهيِ هر
چهار تركيب ميپردازيم. و چشمدرراهِ اظهارِنظرِ انديشهمندانِ علاقهمند
ميمانيم.
رسمالخط.
با توجهْ به يك اصلِ پذيرفتهشده
كه ميگويد واژههايِ بيگانه– از هر زباني – پس از كسبِ هويتِ فارسى بايد برابرِ
قانونمندىهايِ زبانِ ميزبان صرف و با هم تركيب شوند نه به روشِ معمول در زبانِ
اصلى، تركيبِ رسمالخط، كه اين ويژهگى را ندارد گزينهيِ مطلوبي نيست.
رسمِ خط
اين تركيب از آن رو كه شكلِ
فارسىشدهيِ رسمالخط است مطلوب مينمايد به شرطِ آن كه نگوييم رسم شيوهيِ متداول است كه
لزوماً شيوهيِ مطلوب نيست.
دستورِ خط
اين نامِ كتابي است از دكتر سليم
نيساري – كه در فرصتِ مناسب درباراش گفتگو خواهيم كرد – و تازهگى فرهنگستان هم
جزوهيي به همين نام منتشر كرده است.
دستور را اگر به معنايِ حكم و
فرمانِ الزامآور بگيريم كه تركيب چيزِ مطلوبي از آب درنميآيد، اگر هم بگوييم دستورِ خط چيزي است مانندِ دستورِ زبان بايد به اين پرسش
پاسخ بدهيم كه «فرقِ اين دستور كه از خارج بر زبان تحميل ميشود با دستورِ زبان که از دلِ زبان بيرون ميآيد چيست؟»
زباننگارى
در تعريفِ نظامِ نوشتارى از جمله
ميتوان گفت كه نظامي است از نشانهها برايِ ارايهيِ آواهايِ يك زبان.
خط يا نوشتار زبان را قابلِ ديدن
ميكند…
هم بنيانِ گفتار بر زيرساختِ
زبانى تكيه دارد و هم شالودهيِ نوشتار…
نوشتار صرفاً صورتِ مكتوبِ گفتار
نيست و غالباً كاربردِ گونههايِ ويژهيي از زبان را نيز در بر ميگيرد؛ زباني كه
در آثارِ ادبي و علمي بهكار ميرود و كاربردِ شفاهى ندارد از آن جمله است…
دانشمندان خط و نوشتار را در
ارتباطِ مستقيم با زبان ميدانند و بر آن اند كه نوشتار لزوماً با گفتار در
ارتباطِ مستقيم قرار نميگيرد؛ و نتيجه ميگيرند كه دو گونهيِ كتبىِ و شفاهىيِ
زبان در فرايندِ تكاملىيِ خود ممكن است به دو گونهيِ متفاوت از زبان بيانجامند.
پس رابطهيِ ميانِ زبان و نوشتار
و گفتار را ميتوان چنين نمايش داد.
گفتارèزبانçنوشتار
دانشمنداني مانندِ… كه برايِ نخستين بار به تحليلِ نقشِ
مفهومى و اجتماعىيِ زبانِ نوشتار در برابرِ گونههايِ شفاهىيِ ارتباطِ ميانِ
افراد پرداختند به اين نتيجه رسيدند.
ديباچهيِ مقالهيِ writing از دانشنامه (داير¸المعارف)ِ بريتانيكا.