بي‌فاصله‌نويسى
به‏اختصار

ايرجِ كابلي

در زبان‌هايِ هندواروپايي، كه فارسى يكي از آن‌ها است، واژه يا بسيط است يا تركيبى.

واژه‌هايِ تركيبى را از كنارِ هم گذاشتنِ واژه‌هايِ بسيط يا تركيبى و گاه با كمكِ وندها مي‌توان ساخت:

 

خار

خوش

خارزار

خوش‌سخن

خارزاران

خوش‌سخن‌نما

خارزاران‌نورد

خوش‌سخن‌نمايى

 

در زبان‌هايِ هندواروپايى شمارِ واژه‌هايِ بسيطي كه كنارِ هم قرار مي‌گيرند تا واژه‌يِ تركيبى بسازند محدود نيست.

در نوشتار واژه‌هايِ مستقل را با فاصله‌يِ بينِ واژه‌يى از هم جدا مي‌كنند.

پس بايد فاصله‌يِ بينِ واژه‌يى از ميانِ پاره‌هايِ تشكيل‌دهنده‌يِ واژه‌ها‌يِ تركيبىيي كه در جاي‌گاهِ دستورىيِ واژه‌هايِ بسيط نشسته اند حذف شود.

يكي از راه‌هايِ حذفِ اين فاصله استفاده از پيوسته‌نويسى است.

 روندِ شكل‌گيرىيِ يك واژه‌يِ تركيبىيِ دراز را با استفاده از روشِ پيوسته‌نويسى نشان مي‌دهيم:

جوانِ كتابخوان

ناشرِ كتابخوانفريب

متخصصِ كتابخوانفريبشناسي

واژه‌هايِ تركيبىيِ كتابخوان و كتابخوانفريب و كتابخوانفريبشناسي هر سه صفت اند و در جاي‌گاهِ مضاف نشسته اند و با يك تكيه گفته مي‌شوند از همين رو نبايد ميانِ پاره‌هاشان با فاصله‌يِ بينِ واژه‌يى از هم جدا شود؛ اما كم تركسي است كه بتواند اين تركيبهايِ دراز را در يك نگاه بخواند يا به‌آساني بنويسد، زيرا پاره‌هايِ تركيب‌شونده‌شان شكلِ آشنايِ خود را از دست داده اند و بازشناسىشان دُش‌وار است.

درصورتي هم كه اين تركيب را جدا بنويسيم، اگرچه شكلِ آشنايِ پاره‌ها حفظ مي‌شود اما فاصله‏يِ ميانِ پاره‌هايِ تركيب‌شونده مانندِ فاصله‌يِ بينِ‌واژه‏يى عمل مي‌كند و آن‌ها را به صورتِ واژه‌هايِ مستقل جلوه مي‌دهد: كتاب خوان فريب شناسي.

پس اگر فاصله‏يِ ميانِ پاره‌هايِ تركيب‌شونده را به گونه‌يي از ميان برداريم كه شكلِ اصلى و آشنايِ پاره‌ها حفظ شود مشكل از ميان خواهد رفت. برايِ رسيدن به اين هدف كافى است پاره‌هايِ تركيب‌شونده را به صورتِ اصلى و بي‌تغيير و بي‌فاصله كنارِ هم بنويسيم. ما اين شيوه را بي‌فاصله‌نويسى مي‌ناميم.

مسيري كه برايِ رسيدن به بي‌فاصله‌نويسى بايد طي شود اين است.

 

شكلِ پاره‌ها غريب است.

كتابخوانفريبشناسى

فاصله‌يِ بينِ‌واژه‏يى نمي‌گذارد آغاز و پايانِ تركيب معلوم باشد.

كتاب خوان فريب شناسى

با حذفِ فاصله‌يِ بينِ‌واژه‏يى هر دو اشكال برطرف مي‌شود.

كتاب‌خوان‌فريب‌شناسى

بي‌فاصله‌نويسى در خدمتِ واژه‌زايى

موقعيت‌هايِ واژه‌زايى هم‌زمان با نيازهايِ اجتماعى و فرهنگى پيش مي‌آيد.

نمونه‌يي از موقعيتِ واژه‌زايى را در كتابِ «صور خيال در شعر فارسي» از دكتر شفيعي كدكني به‌روشنى مي‌توان ديد. نويسنده‌يِ كتاب هنگامِ برايِ انتقالِ معنايِ synesthesia به خواننده واژه‌يِ رسايِ حساميزي را ‌آفريده است؛ اما متأسفانه بسياري از خواننده‌گانِ كتاب در نخستين نگاه معنايِ آن را درنمي‌يابند و برايِ آن كه بفهمند منظور از حساميزي همان حس‌آميزى است بايد همه‌يِ مطلب را بخوانند.

اين تركيب‌ها را بي‌فاصله بنويسيد تا دريابيد خواندشان چه آسان مي‌شود:

مينيابي، حسافرينان، پسنگر، گسلشناسي، نخستزاده، چشمتنگ، حساور، بيتناسب، شيرينيپزوار.

وقتي فارسى‌زبانانِ پديدآورنده‌يِ متن مطمئن باشند كه خواننده ساخته‌هاشان را به‌آساني مي‌خواند و مي‌فهمد با جرئتِ بيش‌تري تركيبِ تازه مي‌سازند.

پيْدايشِ واژه‌هايِ تركيبىيِ تازه و آسان‌فهم نيازِ جدىيِ زبانِ فارسى است.

پايان‏بندى‏يِ سطر

واژه‏هايِ تركيبىيِ بي‏فاصله‏نويسىشده‏يِ طولانىيي را كه در پايانِ سطر قرار مي‏گيرند مي‏توان با خطِ تيره‏يِ كوتاه «-» بريد و بخشي از آن‏ها را به سطرِ بعدي برد:

بي‏فاصله-
نويسىشده

بعد از رواجِ كاملِ شيوه‏يِ بي‏فاصله‏نويسى توليدكننده‏گانِ نرم‏افزارهايِ واژه‌پرداز كاري خواهند كرد كه اين عمل به شكلِ خودكار صورت بپذيرد.