در دورانِ سوادآموزىيِ ما فارسىزبانان هرگز سخني از همزه به عنوان يك صامتِ معتبر به ميان نمي‏آيد و در فهرستِ الف‏با نيز جايِ آن معين نمي‏شود. حاصلِ اين واقعيت آن كه حتا در جلساتِ شورايِ بازنگرى چند جلسه صرفِ بحث در اين باره شد كه آيا اين صامت در زبانِ فارسى وجود دارد يانه. در آن هنگام نگارنده نظرِ خود را به صورتِ يك مقاله در اختيارِ اعضايِ شورا گذاشت.

اين ويراستِ تازه‏يي است از آن مقاله.

همزه‌: صامتِ واقعاًموجود

پيش از پرداختن به‌چاره‌انديشى در باره‌يِ روشِ نگارشِ واژه‌هايي كه با همزه آغاز مي‌شوند، و از آن‌ جمله صيغه‌هايِ صرفى‌يِ مصدرِ بودن مصَوبِ شورايِ بازنگرى، بايد در باره‌يِ اعتبار يا عدمِ اعتبارِ اين واجِ صامت در فارسى‌يِ امروز بحث و بررسى كرد.

زبان‌شناسان برايِ تشخيصِ اعتبارِ واج‌هايِ زبان جايِ هر كدام‌شان را با واجِ نظيرِ خودش (صامت را با صامت و مصوت را با مصوت) عوض مي‌كنند، اگر برخي از اين معاوضه‌ها به‌تغييرِ معنى‌يِ واژه انجاميد مي‌گويند آن واج در آن زبان معتبر است. مثلاً در فارسى اگر صامتِ /m/ از واژه‌يِ ميز را برداريم و به ترتيب صامت‌هايِ /b و t و j و č و h و x و r/ را به جايِ آن بگذاريم، واژه‌هايِ بيز و تيز و جيز و چيز و حيز (هيز) و خيز و ريز و ليز و  نيز به دست مي‌آيد، بنابراين مي‌گويند اين صامت‌ها در فارسى‌يِ امروز معتبر اند. 

همين‌طور اگر واجِ آغازينِ واژه‌يِ كار را با صامت‌هايِ /b و p و t و s و j و č و x و d و z و s و ? و q و l و m و n و y/ عوض كنيم به واژه‏هايِ بار و پار و تار و سار و جار و چار و خار و دار و زار و شار و عار و غار و لار و مار و نار و يار دست مي‏يابيم و به اعتبارِ همه‌يِ اين صامت‌ها پي مي‌بريم. اما اگر به‌جايِ همين صامت واجِ مشابه‌ش[1] را كه در لهجه‌يِ تهرانى در آغازِ واژه‌يِ كر شنيده مي‌شود بگذاريم، حاصلِ كار فقط تلفظِ ويژه‌يي از همان واژه‌يِ كار خواهد بود كه در تداولِ مردمِ قزوين شنيده مي‏شود، نه واژه‌يي تازه. بنابراين مي‌گويند در فارسى فقط يك گونه واجِ /k/ معتبر است كه در گويشِ تهرانى پيش از مصوت‌هايِ /ä, u, o/ به‌يك صورت و پيش از مصوت‌هايِ /i, a, e/ به صورتي ديگر تلفظ مي‌شود.

برايِ آن كه واجِ همزه هم به اين محكِ سنجش زده شود توجه به اين نكته‌يِ مهم ضرورى است كه اگر چه زبانِ فارسى نيز مثلِ همه‌يِ زبان‌هايِ هند و اروپايى در اصل فاقدِ همزه‌يِ ميان و پايانِ واژه بوده است، اما فارسى‌زبانان در اثرِ پذيرفتنِ شمارِ بزرگي از واژه‌هايِ عربى به‌تلفظِ اين واج در ميان و پايانِ واژه نيز عادت كرده‌اند، و چون عِ عربى را هم درست همانندِ همزه تلفظ مي‌كنند اين واج در ميانِ واژه‌هايِ فارسى‌يِ معاصر كاربردِ گسترده‌يي پيدا كرده است.

و اما برايِ اثباتِ معتبر بودنِ اين صامت در فارسى‌يِ امروز كافى است مثلاً به جايِ همزه‌يِ واژه‌يِ سوء به ترتيب صامت‌هايِ /p و t و d و r و z و f و q و k و ? و y/ را قرار دهيم و به واژه‌هايِ سوپ و سوت و سود و سور و سوز و سوف و سوق و سوك و سوگ و سوي دست يابيم، يا از تقابلِ آن با صفر يا هيچ، يعني با حذفِ آن از تلفظ، به واژه‌يِ سو برسيم.

همين طور در ميانِ واژه مي‌توانيم از تقابلِ همزه‌يِ واژه‌يِ مأجور با واجِ /h/ و صامتِ صفر يا هيچ دو واژه‌يِ مهجور و مجور را به دست آوريم.

و بالاخره در ابتدايِ واژه هم مثلاً با جاي‌گزين كردنِ همزه‌يِ آب با صامت‌هايِ /t و s و q و n و y/ واژه‌هايِ تاب و ساب و قاب و ناب و ياب را بسازيم.

ضمناً در پاسخِ كساني هم كه هنوز ممكن است تصور كنند كه مثلاً واژه‌يِ آب با مصوت آغاز مي‌شود نه با همزه به آزمايشي ساده دست بزنيم و از نوارِ ضبطِ صوتِ حاو‌ى‌يِ تلفظِ واژه‌هايِ تاب و ساب و قاب صامت‌هايِ آغازين را حذف و حاصلِ كار را با تلفظِ عادى‌يِ واژه‌يِ آب مقايسه كنيم؛ يا برايِ اطمينانِ بيش‌تر نوارِ ضبطِ صوتي را كه رويِ آن تركيبِ آوايى‌يِ باع (با تلفظِ فارسى‌زبانان از حرفِ «ع»)، يعني با سه واجِ /ba?/، ضبط شده از انتها رو به سويِ ابتدا از برابرِ «هد»ِ ضبطِ صوت بگذرانيم و واژه‌يِ آب را بشنويم و از حضورِ صامتِ /؟/ در ابتدايِ آن مطمئن شويم.

معيارِ ديگري هم برايِ پي‌بردن به حضورِ اين واج در ابتدايِ كلمه‌هايِ فارسى هست و آن تشخيصِ كميتِ هجاهايِ آغازشده‌بامصوت است توسطِ گوشِ فارسى‌زبانان. توضيح آن كه وجودِ همزه در آغازِ هجا هميشه به اندازه‌يِ يك صامتِ معمولى احساس مي‌شود، يعني مثلاً /az/ و /vaz/ در آغازِ دو مصراعِ بيتِ زير از مولوى هر دو به صورتِ يك هجايِ بلندِ مركب از يك صامت و يك مصوتِ كوتاه و يك صامتِ ديگر يا [cvc] به گوش مي‌رسند:

از ادب پر نور گشته است اين فلك

واز ادب معصوم و پاك آمد ملك

به‌علاوه اگر در دو مصراعِ بالا همزه‌يِ آغازينِ ادب، كه با /?/ نشان داده شده است، تلفظ نشود، يعني به جايِ /?az?adab/ (ئَزئَدَب) و /vaz?adab/ (وَزئَدَب)گفته شود /?azadab/ (ئَزَدَب)و /vazadab/ (وَزَدَب) اولين فاعلاتنِ آن‌ها به فعلاتن تبديل مي‌شود و وزن به هم مي‌خورد.[2]

 

صامتِ نا پايدار

يكي از ويژه‌گى‌هايِ همزه، چه در زبان‌هايِ سامى و چه هند و اروپايى، نا پايدارى و گريزِ آن از تلفظ است. در زبان‌هايِ هند و اروپايى، از جمله فارسى‌يِ سره، چون اين صامت فقط در آغازِ كلمه امكانِ حضور دارد هميشه يا در ابتدايِ جمله شنيده مي‌شود يا هنگامي كه يك واژه‌يِ پايان‌يافته به مصوت پيش از واژه‌يي قرار گيرد كه با همزه آغاز شده است:

ما اگر تا اين‌جا آمده‌ايم…مائَگَر تا ئينجا ئامَدِئيم

در غيرِ اين صورت عادتِ فارسى‌زبانان اين صامت را از تلفظ مي‌اندازد:

من اگر در اين خيابان اقامت كنم… مَنَگر دَرين خيابانِقامت كنم

در نثر و در زبانِ محاوره نويسنده يا گوينده به تناسبِ لحني كه اختيار مي‌كند مي‌تواند برخي از اين همزه‌ها يا حتا همه‌شان را تلفظ كند، اما بيش‌ترِ فارسى‌زبانان ترجيح ميد‏هند همزه را از تلفظ حذف كنند، مگر در مواردِ زير:

الف) وقتي كه لزومِ تأكيد رويِ واژه‌يي كه با همزه آغاز شده تلفظِ آن را ضرورى كند.

ب) هنگامي كه در سخنِ منظوم تلفظ كردنِ برخي از همزه‌ها برايِ رعايتِ وزن ضرورى باشد.

مثلِ اين مصراعِ مولوي:

چون حكيم از اين سخن آگاه شد…

كه فقط با تلفظ كردنِ همزه‌هايِ آغازينِ «اين» و «آگاه» و حذفِ همزه‌يِ «از» دارايِ وزنِ درست خواهد بود:

چون حكيمَز ئين سخن ئاگاه شد.

تلفظِ همزه برايِ رعايتِ وزن گاهي باعث مي‌شود كه هنجارِ طبيعى‌يِ تلفظ نا ديده گرفته شود، مثلِ اين بيتِ بي‌دل كه فارسى‌زبانان برايِ درست‌خواندن‌ش مجبور اند بر خلافِ معمولِ خود همزه‌يِ مي‌افتد را هم تلفظ كنند و بگويند ميئُفتد.

زمين‌گير ام به افسونِ دلِ بي‌مدعا، بي‌دل

در آن وادي كه منزل نيز مي‏أفتد به راه آن‌جا

يكي از همزه‌هايي كه برابرِ هنجارِ طبيعى‌يِ زبان هميشه از تلفظ مي‌افتد (مگر در موردِ كساني كه متن را به‌شيوه‌يِ «رو خوانى‌يِ دبستانى» مي‌خوانند) همزه‌يِ است است:

او مردي بزرگ است (بُزُرگَست).

از او است كه اين خانه بر جا است (ئَزوست كه ئين خانه برجاست)

از بي‌همتي است كه خانه ويرانه است (ئَز بيهِمَتيست كه خانه ويرانه ئَست).

در مثالِ اخير علاوه بر حذفِ همزه‌يِ است آخرين مصوتِ واژه‌يِ «ويرانه» يعني /e/ هم از تلفظ مي‌افتد و در عوض فتحه‏يِ ـَست كشيده‏تر گفته مي‏شود:

ويرانـَ : ست.[3]

اگر بنا شود كه قانون‌مندى‌هايِ مربوط به حذفِ همزه‌يِ است را بر بشمريم بايد بگوييم كه اين همزه پس از:

پس از مصوت‌هايِ /a/ /o/ /ä/ /u/ /i/ هميشه يا از تلفظ مي‌افتد، يا اين كه جايِ خود را به ييِ ميانجى يا فاصل يا وقايه مي‌دهد؛

پس از مصوتِ /a/ و/o/ حتماً از تلفظ حذف مي‏شود:

گناه از تو است /تُست/

پاسخ‏ات نه است /نَست/[4]

فقط لزومِ رعايتِ وزن است كه باعث مي‌شود حتا اين همزه ها تلفظ شود.

نگارنده در كتابِ وزن‏شناسى و عروض پيش‌نهاد ‌كرده است همزه‌هايي كه در سخنِ منظوم تلفظ كردن‌شان اجباري است بر حسبِ مورد با يكي از دو نشانه‌يِ ءا و ءآ نشان داده شود:

چون حكيم از ءاين سخن ءآگاه شد.

و چون مواردِ كاربردِ اين نشانه بسيار اندك خواهد بود[5] تغييرِ چشم‏گيري هم در ظاهرِ خطِ فارسى داده نخواهد شد.



[1]  اين شيوه‏يِ نگارشِ آن زمانِ نگارنده است. نك پيش‏نهادي كه پذيرفته نشد.

[2]  برايِ توضيحِ بيش‏تر درباره‏يِ درباره‏يِ تلفظِ همزه نك ايرجِ كابلى، وزن‏شناسى و عروض، نشرِ آگه، صص22 تا 25

[3]  نشانه‏يِ « : » كشيده‏گىيِ مصوت را نشان مي‏دهد.

[4]  تلفظِ /تُئَست/ و /نَئَست/ فقط از كودكانِ دبستانى و آن‏ها كه هنگامِ ازروخوانى به عادت‏هايِ كودكى باز مي‏گردند شنيده مي‏شود.

[5]  در 51 بيتِ آغازينِ مثنوى‌يِ مولوى 8 مورد، در 68 بيتِ آغازِ بوستان 5 مورد و در 77 بيتِ غزل‏هايِ آغازينِ ديوانِ حافظ 4 مورد.